«فرزند شاهین» بر لبه‌ی پرتگاه "پای طاووس" و مدعیان۱۲۱۲ نظر

«فرزند شاهین» بر لبه‌ی پرتگاه "پای طاووس" و مدعیان

«فرزند شاهین» بر لبه‌ی پرتگاه "پای طاووس" و مدعیان

سوء مدیریت‌ها ظرف چند سال کمر پرطرفدارترین تیم آسیا را شکسته و نام پرسپولیس را با بحران گره زده است. این روز‌ها "فرزند ناخلف شاهین" به سرعت به پرتگاه نزدیک می‌شود.

به گزارش ایسنا، هواداران پرسپولیبس در چند سال اخیر آنقدر "تحمل" کرده‌اند که دیگر طاقت‌شان تاق شده است. پرطرفدارترین تیم فوتبال آسیا چند سال است که از بحران درنیامده و خون به جگر هوادارانش می‌کند. تیم نتیجه نمی‌گیرد و هواداران غصه می‌خورند؛ این حکایت قرمزهای تهران در چند سال اخیر است.

علت این وضع چیست؟ چرا تیمی که سابقه افتخارات شاهین افسانه‌ای را یدک می‌کشد و خود سال‌ها در اوج گام برداشت اینک در قصر دره‌ی ناکامی منتظر مرگ است؟

پرسپولیس به گواه کار و ارقام پرافتخارترین تیم ایران در رقابت‌های داخلی است. بسیاری از اسطوره‌های فوتبال ایران و ملی‌پوشان نامدارش از این تیم سربرآورده‌اند. هنوز هم پرسپولیس پرطرفدارترین تیم آسیاست اما هواداران تیم در کوچه و خیابان برای تیم‌شان سینه سپر نمی‌کنند و باد در گلو نمی‌اندازند، چرا که جایگاه فعلی پرسپولیس در جدول و عملکردش در سال‌های اخیر برای هواداران حکایت "پای طاووس" شده است.

سوء مدیریت

مهم‌ترین عامل شوربختی سرخ‌های پایتخت نبودن مدیریت صحیح در باشگاه است. پرسپولیس چندین سال است که رنگ آرامش و ثبات به خود ندیده و هر سال جنجال تازه و اتفاق‌های تعجب‌آور نوین در آن رخ می‌دهد.

مدیران کارنابلد پرسپولیس در این سال‌ها تنها کاری که از دست‌شان برآمده حرف زدن بوده است. در این سال‌ها اگر نگاهی به رسانه‌ها ببیندازید سیل گسترده و آزار دهنده مصاحبه مدیران پرسپولیس را می‌بینید که فقط حرف زده‌اند و حرف و حرف و حرف.

آن که "عمل کردن" نمی‌داند با حرف زدن زیاد جای خالی بی‌تدبیری و بی‌برنامگی‌اش را پر می‌کند. از رویانیان رییس پلیس تا طاهری رییس شرکت آن قدر حرف زده‌اند که فریاد اعتراض هواداران در طنین صدایشان گم شده است. امسال که دیگر اوج نابسامانی در تیم حاکم است. پنج هفته از لیگ پانزدهم گذشته و باشگاه اسپانسر ندارد.

گذشته روشن

تیمی که روزگاری بهترین شرکت‌های تجاری ایران برای چاپ اسم‌شان روی پیراهن آن سر و دست می‌شکستند به وضعیتی دچار شده که به قول یکی از بزرگان تیم، اسپانسرها می‌ترسند پا پیش بگذارند!

شاهین، باشگاهی مردمی بود. هزینه‌ای نداشت اما همان مقدار خرجی هم که داشت از طریق مردم تامین می‌شد. فوتبالیست‌های شاهین هر یک به مقداری به تیم پول می‌دادند و بودجه لازم بای تهیه توپ و لباس و مخارج عادی تامین می‌شد.

آن روزها فوتبال ایران از پول خالی بود ولی حرص پیروزی و خوب بازی کردن بین بازیکنان رقابت ایجاد می‌کرد. امروز هرچه دومی کمتر شده حرص کسب اولی بیشتر و بیشتر شده است.

این را گفتیم که بازیکنان پرسپولیس هم بدانند در چه تیمی بازی می‌کنند. مشکل مالی وجود دارد و این اصلا اتفاق خوبی نیست. بی‌تدبیری مدیران ناشی هم کار را بدتر می‌کند. هر کسی جای بازیکنان پرسپولیس باشد و پول نگرفته باشد و ببیند که مدیرانش برای کسب پول دست به دامان هواداران شده‌اند، سر به اعتراض بلند می‌کنند و علم اعتصاب برمی‌افرازند.

با این حال وقتی که لیگ به خاطر تیم ملی تعطیل است و بهترین فرصت فراهم شده که تیم به هماهنگی برسد تا بلکه نتایج بعدی دل هواداران را شاد کند، اقدام قهرآمیز بازیکنن چه معنی دارد؟ پرسپولیس از این کار چه سودی می‌برد؟ بازیکنان چه سودی می‌برند؟ هواداران چه؟

فرزند شاهین، این روزها بیشتر فرزند ناخلفی است که خاطره پدر نامدارش را لکه‌دار می‌کند. همه چیزش خلاف حقیقت و دور از شان پرسپولیس است جز هوادارانش. تنها هواداران سرخ‌ها هستند که مانند همیشه بزرگوارانه "تحمل" می‌کنند.

پرسپولیس خود زاده بحران است؛ از آن روز که شاهین مورد غضت امرا و روسا قرار گرفت و کوچ دسته جمعی بازیکنان به تیم دیگر، پرسپولیس را وارد ماجرا کرد تا امروز، پرسپولیس بحران‌های متعددی را تجربه کرده است. بحران امروز اما کمرشکن است.

روزگار نامراد فرزند شاهین ادامه خواهد داشت مگر اینکه برخی چیزها تغییر کند. نخست نوع نگرش مدیران باشگاه که البته با وضعیت فعلی بسیار دشوار می‌نماید. نه مدیرعامل و نه اعضای هیات مدیره در ظاهر توانایی حل مشکلات را ندارند.

بزرگ شماردیدش

دومین عامل مدیریت کلان‌تر موضوع است. وزارت ورزش به عنوان ناظر و مالک فعلی باشگاه باید بیشتر برای آن دل بسوزاند و تصمیم‌های عاقلانه‌تری بگیرد. بازیکنان هم ارزش صبر هواداران را بدانند و حالا که تیم جوان‌تر شده و می‌تواند آینده خوبی داشته باشد با دست خود تیشه به ریشه تیم نزنند. حرکت اعتراضی بازیکنان مانند کسی است که روی شاخه‌ای نشسته و آن را اره می‌کند، سرانجام این کار سقوط همه "پرسپولیس" است.

فرزند شاهین،‌ اعتبار شاهین را طلب می‌کند. شاهین بزرگ بود چون آدم‌های بزرگ آن را ساختند و اداره کردند، پرسپولیس هم آدم‌های بزرگ می‌خواهد.

انتهای پیام