نسل جدید اقتصاد ایران ظهور کرده است/ کارآفرینان نسل جدید چه می گویند و چه می خواهند؟ ۱۲۱۲ نظر

نسل جدید اقتصاد ایران ظهور کرده است/ کارآفرینان نسل جدید چه می گویند و چه می خواهند؟

نسل جدید اقتصاد ایران ظهور کرده است/ کارآفرینان نسل جدید چه می گویند و چه می خواهند؟

 

احسان میزانی اقتصاد ایران با حضور نسل جدید دوران تازه ای را تجربه می کند. سب و کار در دهه 90 در اختیار گروهی قرار گرفته که فعالیت های اقتصادی خود را از دهه 60 آغاز کرده بودند. گروه جدید اقتصاد ایران میراث داران نسل های قدیمی به شما نمی آیند. به گفته تحلیلگران اقتصادی، نسل جدید سرمایه داری و کارآفرینی ایرانی از راه رسیده است. در میزگردی با حضور پدرام سلطانی نایب رئیس اتاق ایران، شریف نظام مافی نایب رئیس اتاق ایران و سوئیس، کیمیایی عضو هیات مدیره انجمن پلیمر ایران و حسن فروزان فرد عضو انجمن متخصصین صنایع غذایی  به این موضوع پرداخته شده که این نسل کیستند؟ چه می خواهند؟ و چه می گویند؟

به اعتقاد شما نسل جدید کارافرینان ایرانی کیستند و چه می کنند؟ آیا آنها افرادی متفاوت از گذشتگان خود به شمار می آیند؟ آیا آنها ساختارهای اقتصادی ایران را تغییر می دهند؟

نظام مافي به نظرم بروز نقطه نظرهاي جديد مي تواند اصلي ترين دست  آوري باشد که جوانان به نهادهای بخش خصوصی و اقتصاد ایران مي آوردند. اين گروه به روز هستند و دسترسي خوبي هم به اطلاعات روزآمد دارند. اين شاخص ترين دست آوردي است که جوانان به نهادي مانند اتاق مي آورند. يکي از بزرگترين مشکلات ما اين است که برخي مديران اطلاعات روزآمدي ندارند ولي خوشبختانه جوانان مي توانند اين اطلاعات را به اتاق بياورند. گروه جوانان بدون شک در کوتاه مدت به دلیل دسترسی خوب به  اطلاعات و همچنین بهره گیری از ابزارهای مدرن می توانند، آینده اقتصاد ایران را تغییر دهند. در دهه 70 یکبار با حضور تلفن و تلفن همراه در ایران، ساختارهای اقتصادی کشور دگرگون شد و همانطور که  می دانید بازار سنتی از بین رفت. این بار هم جوانان با استفاده از ابزارهای مدرن ارتباطی فضای اقتصادی کشور را تغییر داده اند.

کيميايي با احترام به فضاي فعلي بخش خصوصی بايد بگويم که پارلمان بخش خصوصي نياز به خون تازه اي دارد. احساس من اين است که اتاق دچار نوعي رکود و سکون شده است. با حضور تعدادي از جوانان در اين نهاد، فضا قدري تغيير کرد ولي هنوز هم نياز است که مديران جوان و مطلع به نهادي مانند اتاق بيايند. حضور اين افراد امتياز خوبي براي نهاد بخش خصوصی است. در واقع ترکيبي از جوانان و باتجربه ها نتيجه مناسبي براي اتاق خواهد داشت. در گذشته تمرکز اصلي روي تجربه افراد بود ولي همين تمرکز در نهايت منجر به اين شد که ميزان نشاط و حرکت در اتاق کاهش يابد. امروز واقعا با توجه به روند پيشرفت هاي ارتباطي، اتاق هم نياز به افراد جديدي دارد.

از سوي ديگر يکي از  کاستي هاي مشهود ، کمبود سرمايه اجتماعي است. مشارکت 16 درصدي اعضاي اتاق در انتخابات دوره گذشته که شايد بخش اعظم آنها از اعضاي به نسبت مسن تر و قديمي اتاق ها بوده است، دليلي براين مدعاست. به نظر مي رسد. قشر جوان عضو اتاق که شايد حداقل 40درصد اعضاي اتاق را شامل شود. آمال و آرزوهاي خود را در افکار و گفتار اعضاي فعلي هيات نمايندگان و نامزدهاي با سابقه نمي يابد. امروز حضور جوانان در اتاق اگر حداقل منفعت اش افزايش سرمايه اجتماعي اتاق باشد، و شور ونشاط را در جامعه کسب و کار به همراه بياورد، فکر مي کنم اتفاق مهمي رقم خواهد خورد.

فروزان فرد به نظرم اين يک سير طبيعي است که بايد اتفاق بيفتد. در گذشته هم اين جريان رخ مي داده ولي در يک دوره زماني به صورت دست کاري شده، اين روند کند شده است. توجه کنيد نسل دوم صاجبان کسب و کار که کارشان در دهه 60 راه اندزاي شده، همگي وارد فضاي کسب و کار شده اند. بنابراين طي سال هاي آينده محور اصلي اداره کسب و کارها در اختيار اين گروه است. آينده کسب و کار ايران در اختيار افرادي در بازه سني 35 تا 45 سال است.

يکي از دلايل ماندگار نشدن کسب و کارهاي خانوادگي عدم وجود فضاي مناسب براي بروز خلاقيت هاي و استعدادهاي نسل هاي بعدي در فعاليت هاي اجتماعي است. نسل مديران جوان دامنه مطالبات و علاقه شان از نسل هاي قبلي خود بيشتر شده است و صرفا خود را محدود و منحصر به کار اقتصادي کردن ايشان را ارضا نمي کند. بنابراين اگر ما بخواهيم، پايداري وماندگاري در بنگاه هاي خانوادگي اقتصادي به وجود بياوريم، يکي از راه هاي آن باز کردن فضاي مشارکت اجتماعي و تشکلي براي مديران نسل نو است.

این گروه به صورت عملی چه تحولی در اقتصاد ایران رقم می زنند. آنچه در مورد بازار سنتی گفته شد بازهم می تواند مصداق داشته باشد؟

نظام مافي قطعا تغییرات اجتماعی و تکنولوژیک در دوره زمانی کنونی، تمامی ساختارهای سنتی ایران را دگرگون می کند. شما اثرات این تکنولوژی را در کسب و کارها می بینید. بنابراین قطعا تمامی افرادی که بتوانند از این ابزارها استفاده های بهتری ببرند، می توانند آینده اقتصاد ایران را بسازند. البته ما برداشت متفاوتي از واژه جوان و پرتجربه داريم. ما به يک نفر 50 ساله در ايران مي گويم جوان درحالي که در غرب به اين سن نمي گويند، جوان. برهمين اساس در ايران چون سن بازنشستگي منطقی نداريم، افراد خودشان را تا دقيقه نود بازنشسته نمي کنند. در سوئيس مثلا فرد در 65 سالگي بايد خودشان را بازنشسته کند و پست ها را رها کند. البته کسي که تجربه دارد به دليل اينکه بالاخره حوادث زيادي ديده است، مي تواند از اندوخته هايش استفاده کند ولي خوب همين افراد هم نمي توانند چابک رفتار کنند. بنابراين پيشنهاد من اين است که ترکيبي از جوانان و با تجربه ها باشند.

شما می دانید در جهان ساختارها به سمت استفاده دقیق از جوانان پیش رفته است. حتي در بعضي از اتاق هاي بازرگاني، مانند اتاق آلمان کساني که نامزد هيات رئيسه مي شوند نيز بايد کمتر از 65 سال سن داشته باشد. اين نشان مي دهد در کشورهايي که مسير توسعه و تشکل گرايي بيشتر و پيش تر از ما طي کرده اند، به اين نتيجه رسيده اند که حتي کار تشکلي و اجتماعي نيز بايد يک سقف سني داشته باشد. اصولا به غير از تجربه انگيزه، دانش روز ، انرژي و توان فيزيکي نيز براي اينگونه کارهاي اجتماعي ضروري است. لذا صرف اتکاي به تجربه مي تواند در اداره تشکل ها ساير وجه مورد نياز را مورد غفلت قرار دهد.

فروزان فرد در نهادهای بخش خصوصی و اقتصاد ایران نياز به تيم هاي کاري داريمو بنابراين بهترين ترکيب از تيم هاي کاري امروز شناسايي شده و تدريس هم مي شود. ما ترکيبي از افراد با تجربه و جوان تر لازم داريم که هر کدام مسوليت هاي متناسب با توانمندي هاي خودشان داشته باشند. برخي از ويژگي هاي را شما اشاره کرديد ولي من به آنها جوياي نام بودن، آشنايي با مدياهاي جديد و خلاق بودن  را اضافه مي کنم. وقتي اينها در کنار هم قرار مي گيرد، نتيجه مناسبي مي دهد. مسوليت هايي که امروز برعهده اتاق است، مسائلي نيستند که قبلا براي آنها نسخه آماده اي وجود داشته باشد. حالا براي اينکه اين مشکلات را برطرف کنيم، نياز داريم که راه حل ها را از دل تيم هاي کاري با ترکيب تجربه و توان جوان بيرون بکشيم.

ضمنا در دنياي امروز گذشته از فعاليت هاي اقتصادي و کسب و کارهاي متعارف، حوزه هاي جديد کسب و کار به وجود آمده است.کسب و کارهاي نوين، دانش بنيان و... که مديران اين کسب و کارها عموما جوان تر هستند. اينها هم لازم است که نمايندگانشان در اتاق حضور داشته باشند. در غيراينصورت صداي کسب وکارهاي جديد که الزمات توسعه کشور ما به حساب مي آيد، شنيده نمي شود.

بعضي ها مي گويند، جوان ها به واسطه ويژگي پرشورشان در يک جامعه تشکلي نسبتا محافظه کار جواب درستي نمي دهند و موجب بروز اختلاف در جمع مي شوند. به همين جهت جوان گريزي در ميان نسل قبلي ما بيشتر ديده مي شود. شما فکر مي کنيد، اين يک تهديد براي تشکل هاست؟

کيميايي اصلا. حضور جوانان به هيچ عنوان تهديد نيست. حداقل مي توانم بگويم که ميزان مشارکت بخش خصوصي در انتخابات نشان مي دهد که رضايت مندي در ميان آنها وجود ندارد. امروز براي کشور ما محافظه کاري خيلي مناسب نيست. حفظ وضع موجود کمکي به اقتصاد ايران نمي کند. جوانان با انگيزه و شورو شوق مي توانند نشاط مضاعفي را به بخش خصوصی بدهند. اطمينان دارم که رضايت مندي با حضور جوانان در اتاق بيشتر مي شود.

از طرف ديگر من فکر مي کنم، اين نگاه، نگاهي بدبينانه به نسل جوان است. نسل جوان هم متقابلا اگر بدبين باشد مي تواند ادعا کند، که در نبود جوانان رخوت و سستي و يک نواختي براتاق حکفرما مي شود. به جهت اينکه افراد با متوسط سني بالاتر هم به واسطه مشغوليات کاري و فکري بيشترشان و هم به دليل سن شان ديگر آن انگيز و خلاقيت سابق را براي اتاق به ارمغان نمي آورند. به نظر من نگاه واقع بينانه اين است که اتاق بايد با دو بال تجربه و خلاقيت و انگيزه پرواز کند و نبود هر کدام از اين دو بال مانع اوج گرفتن اتاق مي شود.

سلطاني امروز همه ما می دانیم که تغییر نسل در اقتصاد ایران رخ داده است. بنابراین نباید در مقابل این تغییر نسل مقاومت کنیم. آنچه اهمیت دارد اینده است. آینده اقتصاد ایران توسط همین جوانانی ساخته می شود که امروز بنگاه های نسبتا بزرگ را اداره می کنند. تغییر نسل اتفاقی ناگزیر است و ما نباید در مقابل آن از خود مقاومت بروز دهیم. بهتر است که خودمان به سمتی برویم که از این تغییر نسل استفاده بهینه بکنیم. حرف ما هم همواره در بخش خصوصی همين بوده است. بنده اولين انگيزه توجه و ورودم به اتاق اين بود که چرا در کشور ما اتاق جوانان وجود ندارد، حال آنکه در بيش از 120 کشور دنيا چنين تشکيلي را داريم. بسيار هم در اين مدت براي ايجاد اين نهاد تلاش کردم و اميدوارم اين تلاش ها در دوره آينده با همت و همراهي جوانان بيشتري که به جمع خانواده اتاق مي پيوندند، به فرجام برسد. به هرحال بايد اعتراف کنيم که جانشين پروري در کشور ما چه در اتاق چه در دولت و ساير نهادها مورد غفلت واقع شده است. امروز ما حتي در دولت نيز به سختي مي توانيم، مديران توانمند به نسبت جوان تري را شناسايي کنيم که مثلا در دولت آينده وزراي کابينه جديد باشند. پس ما در اتاق حداقل جلوي اين غفلت و کوتاهي تاريخي را بايد بگيريم. به همين سبب ائتلاف براي فردا غريب به يک سوم از کانديداهاي خود را از نسل جوان و موفق مديران کسب و کار و اعضاي اتاق انتخاب کرده است و طبيعتا دو سوم ديگر افراد با تجربه و با متوسط سني بالاتر هستند. پس ما به اين نکته که اتاق به دو بال تجربه و دانش و خلاقيت اوج بگيرد، توجه کرده ايم و اميدواريم نتيجه آن را هم در تحقيق و تحول اتاق شاهد باشيم.

 3535