از نوحه خوانان تا خوانندگان نوحه۱۲۱۲ نظر

از نوحه خوانان تا خوانندگان نوحه

از نوحه خوانان تا خوانندگان نوحه

«السلام علیک یا رحمت الله الواسعه و یا بابَ نجاۀ الأُمّۀ...»؛ این حُسن مطلعی است که مرحوم حجۀالاسلام سید محمد کوثری، همان پیرمرد باصفایی که به «مداح حضرت امام» بودنش، می شناسندش، در آغاز ذکر مصیبت و روضه خوانی های خویش می خواند. پیر صاحب سِرّی که با نفس حقّش در مصیبت های آل الله (ع) مرثیه می خواند و اشکِ صفا از دل سوخته ی دوستداران اهل بیت (ع) روان می ساخت.
مرحوم کوثری بقیۀ السّیفِ روضه خوانان، مدّاحان و نوحه خوانانی بود که حواسشان را جمع می کردند تا در مجلس عزای ارباب بی کفن (ع)، پیش و بیش از همه چیز، حرمت و شأن مجلس و نیز بزرگیِ نام صاحب مجلس را حفظ نمایند؛ زیرا بر این باور بودند که صاحب عزای مجلس، حضرت بقیۀ الله (عج) هستند. از این رو آداب روضه خوانی را از آغاز تا انجام رعایت می کردند؛ نیت را خالص می ساختند و با قصد قربت می خواندند نه در هوای مکنت. سر در مطالعه ی تاریخ و مقتل و ادبیات داشتند و با ردیف و نغمه های موسیقی ایرانی آشنا بودند تا خدای ناکرده نوحه ی عزا را ناآگاهانه در مایه یی دیگر نخوانند! همچنین شعرهایی را برمی گزیدند یا می سرودند که شکُوه و غم ِ اهل بیت (ع) را با هم دارا باشد و در حالی که مصیبت ها و دردها را بازگو می کند اما سَرِ مویی رنگ ذلت و خفت به خود نگیرد و همه جا از اوجِ عظمت سخن گوید؛ و این، یعنی آمیختن رثا و حماسه. هنری که کار هر نوسبیلِ شورمندی نیست، بلکه عشق می خواهد و علم و نیز سینه یی سراسر محبت و بیانی آمیخته به ادب.
اگر مداحی های به یادگار مانده از مرحوم کوثری را برای نمونه بنگریم و بشنویم، این نکته را به خوبی درخواهیم یافت که شعرهای نوحه، کوتاه است و درآمیخته با روضه ی مستند به مقتل، که با لحنی سوزناک و در نوا و نغمه یی متناسب، به گوشِ جان مخاطب می نشیند و دلش را آتش می زند در غم مصیبت آْل الله (ع). به مثل در یکی از مجلس های عزاداری که ایشان در محضر حضرت امام خمینی (ره) روضه خوانی کرده اند، می بینیم که ایشان روضه ی حرکت کاروان اسیران کربلا و خداحافظی اهل حرمِ امام حسین (ع) با پیکرهای مقدسِ بر روی زمین مانده را تنها با یک بیت نوحه و تکرار چند باره ی آن بیان می کند و به انجام می رساند «حسین من، روز جدایی رسید / خیز و ببین وقت سواری رسید»؛ بیتی نغز و استوار از زبان حضرت زینب کبری (س) خطاب به بدنِ بی سرِ برادر. اگر دقیق به این بیت بنگریم، دنیایی از حرف را در آن خواهیم دید. بیتی با 10 واژه که معنایی به اندازه ی مثنویی چندهزار بیتی در دل خود دارد. مثنوی خواهری که باید جسم صد پاره ی برادرِ عزیزتر از جانش را در بیابانِ بلا رها کند و برود؛ مثنوی برادری غیرتمند که سَرِ بر روی نیزه اش نگرانِ خواهری است که بَعد العِزِّ مذلّلا باید بر مرکبِ بی حرمتی حرامیان سوار گردد؛ مثنوی غربت پسر و دختر عالی مقامِ امیرالمؤمنین (ع) در سرزمین اسلام و در میان مسلمانانِ حافظ شریعت... .
و یا نوحه ی کوتاه و جانگداز و باشکوهی که یکی از مدّاحان بزرگِ هم روزگارمان در شب هشتم محرم امسال خواند که در آن با لحنی سوزناک هم از مظلومیت، عظمت و بلندمرتبگی، غربت و مصیبت های اباعبدالله (ع) می گوید و هم از عرض ارادتِ عاشقان به درگاهِ حضرت «سلام ای بی کفن، شه دور از وطن / منم نوکر، تویی آقای من...».
به حمدالله از این نوحه های اصیل که امثال مرحوم کوثری، مرحوم حاج اکبر ناظم، مرحوم حاج علی آقا آهی و دیگر مداحان باصفای اهل بیت (ع) برای امروزیان به میراث نهاده اند، کم نیست؛ اما متأسفانه سلیقه و ذائقه ی شنیداری شمار بسیاری از امروزیان، نازل تر از آن گشته که بخواهند همت کنند و به دنبال بهره مندی از این میراث گران بها باشند. البته به لطف حضرت حق، هنوز هم هستند مداحانِ ارجمندی که با پیروی از سنتِ خجسته ی گذشتگان، با انتخاب شعرهای سنجیده و پر معنا و ملودی های متناسب، در شأن مجلس اباعبدالله (ع) می خوانند. نازنینانی که با تعهد ایستاده اند تا پرچمی را که از گذشتگان گرفته اند، سالم، به آیندگان تحویل دهند.
اما با در نظر گرفتن حجم انبوه و روزافزون مداحی ها و مداحان، متأسفانه باید به این واقعیت تلخ اذعان کرد که سیاهه ی به اصطلاح مداحانی که با آگاهی و شناختی اندک، عجولانه به صحن و شبستانِ روحانیِ ذکر مصیبت اهل بیت (ع) داخل شده اند و به اقامه ی عزا پرداخته اند، دارد می چربد بر شمار مداحان و روضه خوانان حقیقی و اصیل؛ و این هشداری است به همه، هم به جامعه ی مداحی، هم به دولت و هم به مردم و عزادارانی که به مسجدها و تکیه ها و حسینیه ها می روند تا زیر علم امام حسین سینه برنند، اما گاهی حواسشان نیست که نادانسته با شعر و نوایی سینه می زنند که نتیجه و برآیند معنوی اش، سینه زدنِ ناخواسته و نادانسته زیر علم دشمنان امام حسین (ع) و شمر و یزیدهای زمانه است.
در مجلسی روز عاشورا، مدّاحی در رثای لحظه ی شهادت حضرت اباعبدالله (ع) و ماجرای گودال قتلگاه، از زبان حضرت خطاب به قاتل خود شعری می خواند که مضمونش این بود ای شمر از خواهر و همسر و دخترم حیا کن و مرا مکش. معاذ الله... . به راستی آیا آن مداح که به حتم قصد و نیتِ شرّی هم نداشته، از خود نپرسیده که امام حسین (ع) که برای زنده نگاه داشتنِ دین خدا پشت پا به همه ی آسایش ها و رفاه دنیایی می زند و آگاهانه خانواده ی خود را نیز به معرکه ی کربلا می آورد، اصلش امکان دارد که برای نجات دادنِ جان خویش، آن هم در شرایطی که همه ی یارانش کشته شده اند، نعوذ بالله به دشمنِ دین خدا التماس کند؟
به راستی کار به کجا رسیده که آقایانِ خواننده ی نوحه، برای گرم کردن مجلسِ به پادارنده ی دین خدا، به سراغ ملودی ها و ترانه های برخی خواننده های پیش از انقلاب و یا پاپ خوان های همه چیزخوانِ این طرف و آن طرفِ آبی رفته اند؟ درد این فاجعه زمانی جانکاه تر می گردد که بدانیم روزگاری موسیقی دانانِ برجسته ی موسیقی ایرانی برخی تصنیف های ماندگارشان را با الهام گرفتن از ملودی نوحه های ماه محرمِ هیئت ها خلق می کرده اند. تورج زاهدی (خواننده و پژوهشگر موسیقی) در کتاب «موسیقی عاشورا» اشاره کرده که مرحوم استاد روح الله خان خالقی آهنگ «ای ایران» را با الهام از نوحه یی قدیمی، ساخته اند. یا تصنیف «زهره» با صدای مرحوم داریوش رفیعی، بر مبنای ملودی نوحه یی با مطلع «روز عاشورا، حسین (ع) آن شاه مظلومان» ساخته شده است.
افزون بر این، چند سالی است که باز همین آقایانِ خواننده ی نوحه برای اینکه از قافله ی نوآوری های خانمان براندازِ این روزگار عقب نمانند، پای موسیقی الکترونیکی و تکنو و به اصطلاح کوچه و بازاری، موسیقی «دوپس دوپسی» را هم به مجلس عزای امام حسین (ع) باز کرده اند، اما نه با ساز، که با نام مقدس حضرت (به خدا پناه می برم از بازگو کردن این بی حرمتی)؛ بدین ترتیب که در حالی که آقای خواننده ی نوحه دارد، نوحه اش را می خواند و جماعت هم سینه می زنند، یک، یا دو تن از پامنبری های وی با تکرارِ پی در پی لفظ مقدس «حسین» (ع)، زیر صدای خواننده ی نوحه ریتم و آوایی تولید می کنند که بسیار بسیار شبیه است به همان موسیقی هایی که چند سطر پیش نام برده شد. دریغ از نام مقدس و باعظمت حسین (ع) که آرامش بخش دل های مظلومان و درهم شکننده ی جبروتِ ظالمان است؛ اما در زمانه ی ما با این خفت و بی ادبی ها به کار می رود. غزل سرای ارجمند هم روزگارمان، روانشاد حسین منزوی، چه زیبا گفته که «حدّ تو رثا نیست، عزای تو حماسه است / ای کاسته از شأن تو این معرکه گیران».
به کار بردن واژه ها و تعبیرهای مبتذل، سست و عامیانه که اغلب با لحنی بسیار سست و کوچه، بازاری خوانده می شوند، دیگر آفتی است که به جان عزاداری های ما افتاده. در روزهای دهه ی نخست محرمِ امسال (1394)، یکی از شبکه های صدا و سیما، عزاداری در یکی از شهرهای کشور را نشان می داد که گروه بسیاری از مردمِ عاشق امام حسین (ع) سینه زنان به اقامه ی عزا پرداخته بودند، اما شخصِ خواننده ی نوحه که در جایگاه مداح ایستاده بود، با شعری بسیار سست و لحنی سست تر مشغول خواندن بود و شعر بی وزن و قافیه اش را با این ترجیع ادامه می داد «قدم قدم، با یه عَلَم / ایشالا اربعین میام سمت حرم». هرچه بنده توضیح دهم، فایده یی ندارد، چراکه عزیزان باید خود لحنِ خوانشِ این نوحه را گوش کنند تا به سستی و مبتذل بودنِ آن پی ببرند. باز هم دریغ که جایگاهی که امروز، گاه و بی گاه با این شعرها و لحن های بی مایه تنزل یافته، مداحان پرمایه و ارجمندی را چون حاج حسین فخری به خود دیده که با نوحه های روح نواز و پر معنای خویش، ضمن اثرگذاری بر دل و جان عزاداران، با کلام سخته ی خود، شأن مجلس امام حسین (ع) را همواره حفظ کرده اند. نوحه ی ماندگار‍ »بنشین تا به تو گویم زینب / غم دل با تو بگویم زینب» را که در حافظه ی تاریخی و مذهبی دوستداران اهل بیت (ع) ثبت و ضبط است، این مداح بزرگوار خوانده است. خداوند حفظ کند حاج حسین فخری و دیگر مداحان نازنینی را که آگاهند چه توفیقی نصیبشان شده و همواره حرمت کلام و مجلس و صاحب مجلس را نگاه می دارند.
خدا را شکر که مداحان و روضه خوانان بزرگ و نازنینی، هنوز هم در میان ما هستند و با نفس حقشان و نوای گیرایشان، گرمابخش دل و جان عاشقان اهل بیت (ع) و الگوی تازه کاران و جوانان دوستدار ورود عرصه ی به مداحی اند. ان شاءالله که جوانان قدر وجود پربهای این پیرغلامان امام حسین (ع) را بدانند و از محضر ارزشمندشان، کسب فیض نمایند، تا رویه ی انحرافی و نادرستی که در برخی نوحه خوانی ها و مداحی ها پدید آمده، ان شاءالله در سال های آینده درست گردد و آبِ رفته به جوی بازگردد.
از امیرحسین دولتشاهی (خبرنگار موسیقی ایرنا)
فراهنگ**3067** 1568